الشهيد الثاني (مترجم: مجد الادباء خراسانى)
34
مسكن الفؤاد (تسلية العباد) (فارسى)
چيز كه چه بسيار در ميزان فضل خداى سنگيناند ، كلمهء لا إله الا اللَّه و كلمهء سبحان اللَّه و كلمهء الحمد للَّه و كلمهء اللَّه اكبر و فرزندى از اهل صلاح كه از پدر فوت شود و بر مصيبت او ذخيرهء اجر كند . » بخّ بخّ كلمهاى است كه در موقع مدح و رضا در چيزى گفته مىشود و تكرار لفظ براى مبالغه است و بسا كه تشديد داده مىشود ، و معنى آن تفخيم و تعظيم آن چيز است و معنى « يحتسبه » حسبه و اجر و كفايت قرار دهد مىباشد در نزد خداى تعالى ؛ يعنى اجر و مزد گيرد مرد بر مصيبت خود از مرگ فرزند و رضاى خود به قضاى خداى عزّ و جلّ . و از عبد الرحمن بن سمره از رسول خداى - صلّى اللَّه عليه و آله - است كه فرمود : « انى رايت البارحة عجبا فذكر حديثا طويلا و فيه رأيت رجلا من امتى قد خفّ ميزانه فجاء افراطه فثقلوا ميزانه » « 1 » « ديشب خوابى عجيب ديدم ؛ پس حديثى طولانى بيان فرمود كه از آن جمله است كه مردى را از امت خود ديدم كه ميزان حسناتش را وزنى نبود و افراط او آمدند و كفهء حسنات او را سنگين نمودند » . « فرط » به فتح فاء وراء فرزندى است از ذكور يا اناث كه درك عمرى چندان نكند و مرگش بر پدر و مادر يا يكى از آنها پيشى گيرد ، و گفته مىشود فرط القوم در وقتى كه كسى پيشى بر قوم جويد ، و اصلش آن كس است كه از قافله پيش افتد براى آب و تهيهء اسباب . » و از سهل بن حنيف - رضى اللَّه عنه - است كه گفت : پيغمبر خداى - صلّى اللَّه عليه و آله - فرمود : « تزوّجوا فانى مكاثر بكم الامم يوم القيامة حتى ان السقط ليظل محبنطئا على باب الجنة فيقال له ادخل يقول حتى يدخل ابواى . » « 2 » : « زنان را به نكاح در آوريد ، بدرستى كه من به فزونى شما كه امت من هستيد ، در قيامت بر امم گذشته مفاخرت مىكنم تا آنجا كه جنين سقط شده بر در بهشت درنگ مىكند خشمناك ، و گفته مىشود به او كه داخل بهشت شو . مىگويد كه داخل نمىشوم تا پدر و مادر من داخل شوند و من بر اثر آنها وارد شوم . » « سقط » مثلث العين ، و كسر بهتر از فتح و ضم است ، طفلى است كه از شكم مادر فرود آيد و خلقتش تمام نشده باشد . « محبنطئا » به همزه و بدون همزه ، خشمناكى است كه به
--> ( 1 ) الجامع الصغير 1 : 406 ؛ البحار 82 : 117 . ( 2 ) من لا يحضره الفقيه 3 : 242 ؛ معانى الأخبار : 291 ؛ مكارم الاخلاق : 169 ؛ البحار 82 : 117